حسن حسن زاده آملى

40

رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور (فارسى)

ذكر هم مطابق تقلّب قلب در اشخاص يا در يك شخص مطابق احوال و اوقات وى مختلف است كه مطابق دولت ذكر و توجّه قلبى الفاظ مناسب آن چون كلمهء طيّبهء لا الهَ الاّ اللَّهُ وَ يا اللَّهُ و يا حَىُّ يا قَيُّومُ و نحو آنها مسموع مىگردد . و در اين اطوار قلبى گاهى تمثّلهايى نيز پيش مىآيد بلكه اشرف از تمثّل ، كشفهاى بىمثالى روى مىآورد : صعود برزخى چون گشت حاصل * بيابى بس تمثّلهاى كامل مثالى همنشين و همدم تو * فزايد نور و بزدايد غم تو چو سرّ سالك آيد در تمثّل * تمثّلهاست در دور و تسلسل كه تا كم كم ز لطف لا يزالى * بيابى كشفهاى بىمثالى چو دادى تار و پودت را به تاراج * عروج احمدى يا بى به معراج چون سخن از تمثّل پيش آمد گوييم : همهء تمثّلها از ادراكات انسان است و در صقع ذات او مثال تمثّل مىيابد . و چون آن را در چندين نكتهء « هزار و يك نكته » بيان كرده‌ايم و بسيارى از اشارات لطيف كه در عداد اسرار و رموز معارف است در آن آورده‌ايم در اينجا به ذكر همين مطلب شريف ناگفته اكتفا مىكنيم و آن اينكه : در روايات عديده آمده است كه پيغمبر اكرم و ائمّهء اطهار و نيز حضرت سيّدهء نساء عالمين صدّيقهء طاهره - سلام اللّه عليهم اجمعين - در وقت احتضار مؤمن براى او حاضر مىشوند . اين حضور همان تمثّل است كه بر اثر حصول انصراف تامّ از اين نشأه براى شخص حاصل مىشود كه صور بذر معارف و عقائد حقّهء او و نتيجهء اعمال وى مىباشند . و اگر در غير زمان احتضار چنين انصراف دست دهد تمثّلهايى روى مىآورند نظير فتمثّل لها بشرا سويّا ، چون ملاك همان تمثّل است چنان كه در كلام الهى تمثّل به حكم كلمهء « فا » متفرّع بر افعال قبل است كه اذِ انْتَبَذَتْ مِنْ اهْلِها مَكاناً شَرْقِيّاً . فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونهمْ حِجاباً فَارْسَلْنا الَيْها رُوحَنا ، و بعد از آن فرمود : فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيّاً ، فتبصر [ 99 ] . در لام « لها » هم دقّت و تدبّر بسزا لازم است كه لام اضافهء